الملا فتح الله الكاشاني
229
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
سوار مسلح از عقب ايشان فرستاد و او همه را گرفته و دست و گردن بر بسته نزد آن حضرت آورد حق تعالى آيه فرستاد كه * ( إِنَّما جَزاءُ ) * جز اين نيست كه جزاى آنان كه * ( يُحارِبُونَ اللَّه وَرَسُولَه ) * حرب كنند با خدا و رسول او مراد محاربه است با اولياى ايشان كه مسلمانند و اسناد محاربه به خدا و رسول به جهت تعظيم اهل اسلام است و اصل ( حرب سلب ) است و منه حرب الرجل ماله اى سلبه فهو محروب و حريب يعنى كسانى كه با مسلمانان محاربه نمايند و در صدد سلب حياة و مال ايشان شوند * ( وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ ) * و ميشتابند در زمين * ( فَساداً ) * به جهت تباهى كه قتل و غارتست و قطع طريق و ميتوان بود كه نصب فسادا بر مصدرية باشد چه سعى ايشان متضمن فساد است كانه قيل ( و يفسدون فسادا ) يعنى جزاى آنان كه فساد نمايند در زمين فساد كردنى * ( أَنْ يُقَتَّلُوا ) * آنست كه بكشند ايشان را * ( أَوْ يُصَلَّبُوا ) * يا بردار كنند * ( أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ ) * يا ببرند دستها و پايهاى ايشان را * ( مِنْ خِلافٍ ) * بر خلاف يعنى دست راست و پاى چپ * ( أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ ) * يا برانند ايشان را از زمين يعنى از شهرى بشهرى بدان حيثيت كه در هيچ موضعى قرار نتوانند گرفت چون اين آيه نازل شد حضرت بفرمود تا دست و پاى ايشان را قطع كردند و ميل در چشم ايشان كشيدند آن گاه ايشان را مصلوب ساختند * ( ذلِكَ ) * اين حدود كه مذكور شد * ( أَرْجُلُهُمْ ) * براى ايشان * ( خِزْيٌ فِي الدُّنْيا ) * خوارى و رسوايى است در دنيا * ( وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ ) * و مر ايشانراست در آخرت * ( عَذابٌ عَظِيمٌ ) * عذابى بزرك به جهت بزرگى گناه ايشان در كنز العرفان آورده كه نزد فقها هر كه سلاح را برهنه كند به جهت ترسانيدن مردمان در دريا و يا در صحرا در روز يا در شب خواه ضعيف باشد و خواه قوى از اهل ريبه باشد يا نه مذكر باشد يا مؤنث او محاربست و قاطع الطريق و مكابر بر مال يا بضع در اين حكم داخلند و بدانكه نزد اهل البيت صلوات اللَّه عليهم حد مذكور بر تخيير است هم چنان كه ظاهر آيه مصرح است بر آن زيرا كه مجاز يا اضمار بر خلاف اصلست پس امام مخير است ميان اقسام اربعهء مذكوره كه آن قتل است يا اخذ مال يا جرح يا اخافه يا نفى و نزد بعضى ترتيب و تفصيل است به اين وجه كه او را بكشند اگر كسى را كشته باشد و مال نبرده و اگر ولى مقتول او را عفو كند وى را به جهت حد بكشند و اگر بدون عفو باشد از روى قصاص او را بكشند و صلب كنند و اگر همين اخذ مال كرده باشد قطع اطراف او كنند بر خلاف و نفى او كنند و اگر جراحت كرده باشد و چيزى نبرده او را قصاص كنند و نفى نمايند و اگر سلاح را برهنه كرده باشد و كسى را ترسانيده بدون قتل و اخذ مال همين نفى كنند او را و از جملهء عجايب و غرايب است كه راوندى گفته كه آيه دالست بر اين تفصيل و كاشكى